تبليغاتX
مـاه کـولی


























مـاه کـولی

..:: من در آب افتادم، آب در من. خدا عکس نایابی می گیرد امشب ::..

بسیار کس باشد که او را قوّت حضور نباشد، حال او درغیبت خوشتر، همچنانکه همه روشنایی روز از آفتاب است، الّا اگر کسی همه روز در قرص آفتاب نظر کند از او هیچ کاری نیاید و چشمش خیره گردد. او را همان بهتر که به کاری مشغول باشد و آن غیبت است از نظر به قرص آفتاب ... .

 

envie

 

... که لرزه و عشق می باید در طلب حق. هر که را لرزه نباشد خدمت لرزندگان واجب است او را. هیچ میوه یی بر تنهء درخت نروید هرگز، زیرا ایشان را لرزه نیست. سر شاخ ها لرزان است، اما تنهء درخت نیز مقوّی است سر ِ شاخ ها را و به واسطهء میوه از زخم تبر ایمن است و چون لرزهء تنهء درخت به تبر خواهد بودن او را نالرزیدن بهتر و سکون اولی تر، تا خدمت لرزندگان می کند.

زیرا معین الدّین است عین الدّین نیست، به واسطهء میمی که زیادت شد بر عین. اُلزّیادَة علی الکَمالِ نُقصان. [افزودن بر کمال نقصان است] آن زیادتی میم نقصان است، همچنانکه کسی را شش انگشت باشد. اگرچه زیادت است، الّا نقصان باشد. اَحد کمال است و احمد هنوز در مقام کمال نیست. چون آن میم برخیزد به کلّی کمال شود. یعنی حق محیط همه است، هرچه بر او بیفزایی، نقصان باشد. این عددِ یک با جملهء اعداد هست و بی او هیچ عدد ممکن نیست.

 

 

 

:: فیه ما فیه. مولای رومی. فصل 60.
مانده در چهارشنبه 20 مهر1390ساعت 8:40 ردپای لوناسا| |

Design By : nightSelect.com